صائن الدين على بن تركه

129

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

او پيدا مىشود كه تمييز هر چيزى مىكند ، همچنان‌كه بينايى كه آن نورى است كه در بيرون پيدا مىشود ، كه بدان تمييز رنگها مىكند تنها و همچنان‌كه اين نور بينايى بىآنكه نور آفتاب يا نورى كه قايم‌مقام آفتاب تواند شد با او يار شود ، اين كار از او نيايد ، كه در تاريكى ، تمييز رنگها نتواند كرد ، همچنين نور عقل نيز بىآنكه نور آفتاب نبوت با او يار شود يا نورى كه قايم‌مقام نور نبوت باشد اين كار تمييز ، از او نيايد ، چه همچنانچه خورشيد ، آفتاب عالم كون است حقيقت محمد ، آفتاب عالم وجود و مراتب آن است كه بىاستعانت و يارى او هيچ دانايى و تمييز ، تمام نشود . آفتابى ببايد انجم سوز * به چراغ تو شب نگردد روز پس هوشمندان زيرك را از سياق اين سخن روشن گشت كه : عقل انسانى بىپرتو آفتاب نبوت يا نورى كه قايم‌مقام او باشد و مساعدت او نمايد ، كاردانايى و تمييز از او نمىآيد چنانچه مىبايد ، از اينجاست كه اطفال چون از مرتبهء حيوانى درگذشتند و آثار ظهور عقل و تمييز در ايشان پيدا شد ، شرع كه صورت نبوت است بر او واجب مىگرداند كه ظاهر و باطن خود را به صورت عبادت منوّر گرداند ، تا عقل از كار خود بىكار نماند . پس عبادت عبارت از هيئتى فعلى است كه مشتمل بر صور منزلهء قدسى و كلام قديم باشد كه حق تعالى آن را به انبياى خود وحى كرده كه به امتان هر زمان برسانند ، تا در وقت غيبت نبى ايشان به نور آن مهتدى توانند شد و در تاريكى عالم آلايش و آميزش گمراه نگردند . و ليكن ببايد دانست كه اين صورت عبادت كه محمد - صلوات اللّه و سلامه عليه - به امتان خود آورده از ديگر صورتهاى عبادت كه پيغمبران پيشين - عليهم السلام - به امتان خود رسانيده بودند ، كامل‌تر است و نور او در رهنمايى ايشان تمام‌تر و روشن‌تر ، و از اينجاست كه او - صلوات اللّه و سلامه عليه - خاتم الرسل شده ، كه ديگر پيغمبران همه پيشروان و چاووشان بارگاه حشمت اويند .